العلامة المجلسي

113

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

ظاهر شد كه ايشان منافق بودند ؛ چنانچه خدا حال ايشان را بيان فرمود [ كه : وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا « 1 » تا اينكه مىفرمايد : لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ « 2 » ] « 3 » پس هرگاه برگزيدهء خدا كسى را اختيار كند به گمان اين‌كه اصلح امّت است وافسد امّت ظاهر شود ، پس چه اعتماد باشد بر مختار وبرگزيدهء عوام ناس كه خبر از ما في الضّمير مردم ندارد ومهاجران وأنصار كه بر سرائر مردم اطّلاع ندارند ! پس مىبايد كه امام از جانب كسى منصوب شود كه عالم به ضماير وخفيّات أمور است . [ جواب از شبههء « يار غار ! » ] بعد از آن به اعجاز « 4 » فرمود كه اى سعد ! خصم تو مىگفت كه حضرت رسول ، أبو بكر را براي شفقت به غار برد ؛ چون‌كه ميدانست كه أو خليفه است مبادا كشته شود ، چرا در جواب نگفتى كه شما روايت كرده‌ايد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله فرمود كه خلافت بعد از من سى سال خواهد بود واين سى سال را به عمر چهار خليفه قسمت كرده‌ايد ؛ پس به گمان فاسد شما اين هر چهار خليفه به حق‌اند پس اگر اين معنى باعث بردن به غار بود ، بايست كه همه را با خود ببرد وبنابر آن‌كه تو مىگويى آن حضرت در باب سه خليفه ديگر تقصير كرده وشفقت بر ايشان را ترك كرده وحقّ ايشان را سبك شمرده .

--> ( 1 ) . يعنى : « وموسى هفتاد مرد از قوم خود براي وعده‌گاه انتخاب كرد . » ( أعراف : 155 ) ( 2 ) . يعنى : « ايمان نياريم به تو تا ببينيم خدا را آشكارا ، پس بگرفت شما را صاعقه درحالىكه مىنگريستيد . » ( بقره : 55 ) ( 3 ) . زيادة از مصدر . ( 4 ) . كلمهء ( به اعجاز ) ، در مصدر ونسخهء ( م ) ندارد .